تبليغاتX
سپیده دم سکوت

سپیده دم سکوت
Twilight Of Silence
 

بگذار تماشا کنم آن سرو روان را

 در وصف ِ نگاه ِ تو کنم وقف، زبان را

بگذار که از شهد لبت مست بنوشم

از یاد برم رنج جهان و غم نان را

بگذار که در جاریِ گیسوی بلندت

یکباره فراموش کنم نام و نشان را

ای کاش که پیراهن خوشبخت تو بودم

تا تنگ در آغوش کشم راحت جان را

لبخند بزن تا که بروید گل خورشید

لبخند بزن تا که کنی مست، جهان را

*

آغاز شد انگار دوباره سفر عشق

برخیز ببندیم  عزیزم!  چمدان را

                                       فروردین ۸۹

[ چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 ] [ ] [ حسن یعقوبی ]
About

حسن یعقوبی
متولد اول آذر
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
آثار :
- سپیده دم سکوت
- عطش به نیت دریا
- دریا لباس خاکی من بود
- با حنجره عشق جوابم بدهید
- در متن شعله ها
- به لهجه انگور
Blog Categories
Blog Custom