|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد...
حافظ و ریا ستیزی
حافظ از ریاکاری و تزویر بیزار است. این نفرت که برخاسته از روح آزاده ، جان بی قرار و صفای باطن اوست، آنچنان است که گاه، خشم و نگرانی اش را در پسِ برخی از اشعارش می توان به روشنی احساس کرد. او آفت دین و دینداری را ریا می داند و در مواردی بسیار چونان اهل ملامت، خود را مخاطب قرار می دهد و خویشتن را از زهد ریایی برحذر می دارد.
«آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت/ حافظ این خرقۀ پشمینه بینداز و برو»
حافظ در عصری به سر می برد که بازار ریا و ریاکاران گرم است و بسیاری در زاویه های زهد مزوّرانه، جمعی را به خویش مشغول داشته اند و در نظر مردم محبوبند و مقبول؛ حتی حاکم شهر نیز بساط ریا گسترده و در میخانه ها را بسته؛ و چقدر حافظ از این ماجرا ملول و رنجیده خاطر است!
«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند»
....
|
|