|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |
این روزها یاد این قصیده سیف فرغانی می افتم که خطاب به مغولان گفته است :
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ، ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص وعام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم، دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون دادِ عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
درمملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سُم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای، بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعودِ خویشتن
تاثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغِ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلسِتان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه، مال وجاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
|
|