|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |
غزل غربت
کجاست این منِ خاموش در پگاه زمان
گم است نقش تو انگار در نگاه زمان
دلت هنوز پی نغمه های دلکش کیست؟
میان خندۀ مسموم و قاه قاه زمان
شدی اسیر در آغوش ناسزای زمین
غریب مانده در آفاق روسیاه زمان
به یوسفانه ترین شیوه دل ربود از تو
و داد خاطره ات را به باد، چاه زمان
چه میهمانی تلخی ست زندگی، افسوس!
چه حکمران غریبی ست پادشاه زمان
13/2/88
|
|