|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |

در قفس آسمان
گنجشک، پشت پنجره پرپرزنان شکست
از خود پرید و در قفس آسمان شکست
آن سو هنوز چشم تو گرم نیاز و نازمردی که در برابر حق نیز خم نشد
حالا ببین به پای نگاهت چه سان شکست!
انگار سهم تلخ وی از شور زندگیدر هر کجاست غصه و در هر زمان، شکست
ای عشق خیره! دست بدار از شکستگان
دیگر گذشته است از او، آن جوان شکست
گنجشک، حرف آخر خود را ز یاد برد
خورشید پرکشید و دل آسمان شکست...
86/3/9
|
|