|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |
بي شبهه شرابي تو و آفاق، سبويت
غزلي از دوست شاعرم دکتر قربان ولیئی ، در مدح حضرت علي(ع)

اي سلسله در سلسله در سلسله مويت
وي آينه در آينه در آينه رويت
چشمان تو چشمان تو چشمان تو هو هو
حق حق چه بگويم چه من از اين همه اويت
زيبايي سكرآور و رباني آفاق
بي شبهه شرابي تو و آفاق سبويت
هر سبز كه از خاك برآيد كلماتت
در چاه فروريخته اسرار مگويت
اي زمزمه ی هر شب تنهايي جبريل
وي زمزم آواز خداوند، گلويت
دريايي و هر چشمه به ژرفاي تو جاري
فردايي و هر لحظه شتابنده به سويت
تقدیم به سردار شهيد نوروز ايماني نسب
چفيه ات رقص كنان در گذر باد هنوز
مي دهد بوي خوش مالك و مقداد هنوز
عطر آرامش دريايي ات اي روح زلال
مي چكد هر سحر از خاطره ي باد هنوز
كوه ، حيرت زده از هيمنه ي همّت توست
مي كند نام تو را صاعقه فرياد ، هنوز
در صف تيره ي تزوير به خاطر دارد
تندر خشم تو را تنگه ي مرصاد هنوز
سالها مي رود از هجرت سرخت ، امّا
رنگ خون دارد افق ، پنجم مرداد هنوز
|
|