تبليغاتX
سپیده دم سکوت
 
سپیده دم سکوت
 
 
Twilight Of Silence
 


نگاه روستایی ات را


لا به لای کدام واژگان


پنهان می کنی؟


جاری شو


آسمان هنوز


تشنه ی آوازهای دشتی توست


 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط حسن یعقوبی  | 

rusta

 

...

نه سپیدهایت

 

روشنم می کند

 

نه غزلهایت

 

بوی روستا می دهد

 

دست بردار

 

خودت خوب می دانی

 

لبخند پست مدرن

 

به قیافه ات نمی آید

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت   توسط حسن یعقوبی  | 

این غزل  در فضای سرسبز  و آرام  

امامزاده محمدبن زید(ع) سروده شد :258

 

        آغوش حیرت

پنهان درون هرچه و پیدا چو آفتاب

نام تو می چکد ز لبان زلال آب

وقتی نسیم در رگ این باغ می دود

می آورد به رقص، تن تاک را شراب

گنجشک، این عجول ترین عاشق زمین

از او ربوده  عطر نگاهت قرار و خواب

تو  پاسخ همیشه ی آغوش حیرتی

در من رسوب کرده سوالات بی جواب

می خوانی ام به خویش چنان رود، روز وشب

من سنگ مانده در هوس بوسه ی سراب

گل انعکاس روشن لبخندهای توست

بر این کویر خسته کمی بیشتر بتاب

تیر     ۸۷

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت   توسط حسن یعقوبی  | 
 

...

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت   توسط حسن یعقوبی  | 
  بالا