|
سپیده دم سکوت
|
||
|
Twilight Of Silence |
یا لطیف
سرانجام پس از سالها تردید ودرنگ، مجموعه شعرم را شامل گزیده ی ۴۵ غزل با عنوان «سپیده دم سکوت» به چاپ رساندم.غزلی را از این کتاب تقدیم می کنم:
افق شوق
ای صمیمی، غم شیرین و معطر! برگرد
مهربان، طلعت خورشیدی باور! برگرد
زندگی عطر تماشای تو را کم دارد
بی تو گردیده هزار آینه، پرپر ، برگرد
روزگار از تب آدینه چنین شعله ور است
و زمین ، تشنه و آیینه، مکدّر ، برگرد
آسمان در افق شوق، زمین گیر شده ست
جان پروانه ، تو را جان کبوتر ، برگرد
طلحه ها سرفه ی طاعون به زمین پاشیدند
محو شد آینه در رنگ، سراسر ، برگرد
خسته ایم آه! از این معرکه ی رنگ و درنگ
از سیاست بدمان آمده دیگر ، برگرد
ای بهارانه ترین لهجه ی این خاک! بیا
سوختیم از دَم پاییزیِ آذر ، برگرد
تیر 1384
شعر سپیدِ همیشه
غمگین نباش، آینه ها را نگاه کن
قدری بخند، گاه کمی اشتباه کن!
از باغ های سیب و انار و ترانه ات
سمت کویر خستگی من نگاه کن
از پشت ابرهای مه آلود روزگار
بیرون بیا و صحبت از آغوش ماه کن
لب باز کن شبی ، به سماع آر زلف را
دل را مرید میکده و خانقاه کن
غمگین نباش شعر سپید همیشه ام!
بشکن سکوت را، غزلی روبه راه کن
(فروردین 86)
پرپر زدن میان زوایای بسته ای ست
هر روزِ من که تهمت تکرار می کشد
مثل دلم اسیر تپش های خسته ای ست
این مویه – این غزل - که جنون می چکد از آن
آواز های زخمی ساز شکسته ای ست
خورشیدی و شعاع تو تا لامکان رهاست
این دل ، غروب خسته ی در خون نشسته ای ست
می آیی و به نام تو آغاز می شود
تاریخ سبز عشق ، چه روز خجسته ای ست!
|
|